ساکت می ایستد. معمولا نقطه کرنر سمت چپ را برای ایستادن ترجیح می دهد. دو دستش را پشت خود می گذارد و قدم می زند. روی خط طولی و عرضی راه می رود. ساکت ساکت! وقتی سرش پایین است یعنی در دنیای خود فرو رفته و در حال تامل است. بعضی مواقع هم به ساق پای شاگردانش خیره می شود. درست بر خلاف بازی ها، در تمرینات ساکت است. نه از لب خط رفتن هایش خبری است نه از حرکات دستانش. نه داد و بیداد می کند و نه حرص می خورد. حداقل اینطور نشان می دهد! البته او بر خلاف دوست صمیمی اش امیر قلعه نویی که این روزها سرش حسابی شلوغ است، همیشه سر موقع و حتی زودتر از بازیکنان سر تمرینات حاضر می شود.
روزهایی که در مجموعه ورزشی انقلاب تمرین داشتند، اول از همه وارد پارکینگ می شد و به صندوق عقب ماشین خود تکیه می داد. بازیکنان یکی پس از دیگری از راه می رسیدند و با سرمربی تیمشان خوش و بش می کردند. باز هم ساکت بود! انگار این مرد نمی خواهد صحبت کند! علی منصوریان بیشتر از مرفاوی صحبت می کرد! می گفت و شوخی می کرد. مرفاوی گاهی اوقات لبخندی می زد. همین! نه کمتر، نه بیشتر!
علی منصوریان هر وقت به من می رسید و خوش و بش می کردیم می گفت: ((بوی لس آنجلس می دهی!)) همه می خندیدند و مرفاوی فقط نظاره گر بود. امیرآبادی برای بائو لطیفه تعریف می کرد. اما مرفاوی باز هم ساکت بود. درست مانند کسی که هزاران مشکل کوچک و بزرگ دارد و در باتلاق دردسرها دست و پا می زند. به قول حمید بابازاده، صمد بعضی مواقع از این دنیا فاصله می گرفت!

این مقدمه تقریبا طولانی به نوعی زندگی روزمره صمد مرفاوی را بیان می کند! به ظاهر ساکت و آرام. اما خدا می داند که در فکر صمد مرفاوی چه می گذرد! سرمربی تیم استقلال روزهای سختی را سپری می کند. اضطراب، هیجان، و مسئولیت های کشنده برای مرفاوی شب و روز نگذاشته است. شاید امثال قلعه نویی و پورحیدری و حجازی که روزی روی همین صندلی مربیگری نشته بودند، مرفاوی را خوب درک کنند!
مرفاوی هر چه کرد، خوب نتیجه گرفته است. تیمی که با هزاران مشکل ریز و درست دست و پنجه نرم می کند اما مرفاوی با نتایجش خم به ابرو نیاورده است! آنچه که استقلال در نیم فصل دوم به دست آورده است سیر صعودی است که فاصله زیاد با سایپا را به حداقل رسانده است. مرفاوی با مشکلات مدیریتی هم کنار آمد! کاری که هر مربی از پس از آن بر نمی آید!
استقلال اگر این فصل نیز درست بسان سال گذشته جام را در دست بگیرد، کار بزرگی انجام داده است! کاری که هیچ تیمی از پس آن بر نمی آید! کافی است فلاش بکی به مشکلات اخیر استقلال بزنید. مشکلاتی که می تواند کمر هم تیمی را بشکند. اما استقلال تا امروز که در رده دوم جدول قرار دارد هم کار فوق العاده ای انجام داده است! در تیمی که مدیر دارد، نه امکانات و نه دیسیپلین، قرار داشتن در رده دوم جدول و هر گاه رسیدن به صدر جدول یعنی معجزه!
مرفاوی این روزها حمایت می خواهد. حمایت همه جانبه! از مدیرانی که باشگاه فاقد آن است تا هوادارانی که این روزها تنها سرمایه استقلال محسوب می شوند. باید مرفاوی را حمایت کنند تا برای دومین سال متوالی قهرمانی لیگ برتر از آن تیم محبوب پایتخت شود.
این روزها هیچ کس مثل مرفاوی نگران و آشفته نیست! هیچ کس...
تلفن زنگ می خورد. گوشی را بر می دارم. صدای حق حق می آید! می پرسم شما؟ گریه امانش نمی دهد! شما؟ فقط گریه می کند؟ یکباره هر چه در دل داشت گفت و گوشی را قطع کرد. از قهرمانی استقلال گفت. از جشنی که در ورزشگاه آزادی بر پا کردند. از رفتن به آسیا گفت. از امید درخشش تیمش در رقابت های آسیایی. گریه می کرد و حرف می زد. انگار دنیا برایش به آخر رسیده بود. بریده بریده صحبت می کرد. نمی دانستم چه باید بگویم! گفت و گریه کرد.
هزاران سوال در ذهن داریم! چرا؟ چگونه؟ برای چه؟ واقعا چه گذشت؟ استقلال برای چه حذف شد؟ مقصران اصلی این قضیه در چه فکری هستند؟ آیا خود را می بخشند؟ آیا هنوز هم می توانند زندگی عادی خود را ادامه دهند؟ به راستی می توانند شب راحت سرشان را روی زمین بگذارند و صبح از خواب بیدار شوند؟
هزاران جواب بی سوال در ذهن میلیون ها هوادار استقلال در حال گردش اند! چراهایی که ای کاش جوابشان را می دانستیم.
وداع تلخی بود. برای کسانی که سالها منتظر حضور پسران آبی در این رقابت ها بودند. برای کسانی که برای قهرمانی استقلال تلاش کردند و پیر شدند. وداع تلخی بود! برای کسانی که ((استقلال)) را دوست دارند.

برای هواداران استقلال می نویسیم. می نویسیم تا بدانند که باید به آینده امیدوار بود. آینده ای که می تواند با این اتفاق بزرگ روشن تر از قبل باشد. آینده ای که شاید در آن مدیران لایق جایگزین سیاستمدارانی شوند که فرق دفاع و حمله را نمی دانند. آینده ای که شاید در آن انجام وظایف و مسئولیت پذیری، یکی از ارکان اصلی هدایت استقلال شود. روزهایی که شاید در آن به جای پست معمولی از ایمیل و فکس استفاده شود! روزهایی که شاید در آن استقلال توسط پیشکسوتان لایق اداره شود.
البوم عکس های قهرمانی فصل گذشته را که مرور کنیم، به طور حتم آهی خواهیم کشید و سرمان را به نشان تاسف تکان خواهیم داد. به راستی چه کسی جوابگو خواهد بود؟ سازمان تربیت بدنی که ریشه تمام مشکلات باشگاه ها در آن پیدا می شود؟ فدراسیون فوتبال که بی برنامگی در آن موج می زند؟ چه شخصی؟ چه ارگانی؟ چه اداره ای؟ چه کسی جوابگوی میلیون ها هوادار بی گناه استقلال خواهد بود؟
امیدواریم به زودی رد پای مقصران اصلی این ((فاجعه ملی)) از صحنه فوتبال مملکتمان محو شود. مقصرانی که که باید برایشان تاسف خورد و بس!
استقلالی ها از امروز به فکر قهرمانی دوباره در لیگ برتر خواهند بود. لیگ قهرمانان آسیا را فراموش خواهند نمود اما مقصران را نه!
به همه باعث و بانیان این فاجعه خسته نباشید می گوییم! از کسانی که فکر می کردند جریمه این سهل انگاری ها ((نقدی)) خواهد بود تا اشخاصی که بعد از حذف نماینده ایران از خواب زمستانی بیدار شدند! خسته نباشید آقایان! خسته نباشید....
منبع:آبیته
ویرایش: اینم از لوگوی ما که امید جون زحمتشو کشیدن:
تئودور يونگ مربي تيم فوتبال استقلال تهران در آستانه ديدار تيمش مقابل صباباتري اظهار داشت: " هدف ما از اين بازي كسب 3 امتياز است؛ چرا كه براي عقب نماندن از كورس قهرماني نياز مبرمي به كسب پيروزي داريم. "
وي افزود: " صباباتري را تيم پرمهره اي مي دانم كه با استفاده از هافبك هاي خلاق و پر قدرت خود، در ارسال پاس هاي كوتاه موفق عمل كرده و حريف را دچار مشكل مي كند. "
يونگ احتمال بروز مشكلات روحي در بازي استقلال به دنبال مشكل به وجود آمده را رد كرد و گفت: " ما فارغ از هر گونه دغدغه، فقط به كسب 3 امتياز مي انديشيم و ذهن خود را متمركز اين بازي كرده ايم. "
مربي استقلال در خاتمه افزود: " اميدوارم مشكل استقلال با تلاش هاي مسئولان برطرف شود تا زحمات هواداران در فصل گذشته به هدر نرود. "


